دختر خانم چادري كه جلوي موهايش را مثل يك تاج خروس بيرون ميآورد واقعا فاجعه است

دختر خانم چادري اي كه صداي قهقهه اش تا ده تا خانه آنطرف تر مي رود فاجعه است

دختر خانم چادري كه تمام اقوام و خويشانش برايش محرم محسوب مي شوند فاجعه است

دختر خانم چادري كه با صورت آرايش كرده از خانه بيرون ميرود واقعا فاجعه است

دختر خانم چادري اي كه توي عروسي ها مي رقصه واقعا فاجعه است
 
دختر خانم چادري اي كه حاضره شب عروسي اش لباس نيمه عريان بپوشد فاجعه است

دختر خانم چادري اي كه توي دانشگاه با پسراي همكلاسي اش بگو و بخند داره فاجعه است

دختر خانم چادري اي كه حيا نمي كند كه توي تاكسي كنار يك پسره واقعا فاجعه است

دختر خانم چادري كه بعد ازدواج چادرشو ميندازه كنار بخاطر اينكه چي؟ آقامون ناراضيه!! واقعا فاجعه است


 
اينها فاجعه اند امـــــــــــــــا

 
دختر خانم چادري كه وقتي يك دختر بد حجاب را مي بيند و از او روي مي گرداند
نه تنها فاجعه است بلكه يك بحران شديد و خطر ناك است

براستي ما چادري ها تا حالا چه قدر توانستيم روي بد حجاب ها اثر مثبت بگذاريم

و نه تنها ديد آنها را به پوشش عوض كنيم بلكه آنها را به چادر متمايل كنيم ؟

واقعا اگر كسي از ما بتواند يك دختر بد حجاب را با حجاب كند

به معناي واقعي يك جهاد كرده است...!

منبع : http://mosbataye-bahejab.blogfa.com/



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۲:۱۹:۲۵ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها
پريروز واسه پرسيدن سوال از آقاي دكتر سيف پزشك عمومي و روان پزشك باليني با اين دست چلاغم راهي شدم ... چون نميتونستم رانندگي كنم با مترو رفتم ... بگذريم كه با اين دست تو مترو چيا به سرم اومد!

رفتم مطب دكتر تشريف نداشتند ... منشي گفت واسه يك كار اورژانس رفتن بيمارستان ... راهي شدم

بعد از كلي تماس با گوشي دكتر و رد دادن تماس از جانب ايشون بالاخره تو راهرو بيمارستان ديدمشون كه از پله ميدويدند بالا

دنبالشون دويدم و صداشون زدم ...

برگشت ... از ظاهرش معلوم بود اتفاق بدي افتاده ... با چشماي بي فروغ نگاهم كرد و گفت صبر كن ميام

پشت در وايسادم ... دوستم ژيلا كه پرستار همون بيمارستانه رو ديدم

سلام ژيلا دكتر چش شده؟    .... اشك تو چشماي ژيلا پر شد با گريه گفت:

نازي يه بچه آوردن ............................ نازي ................ خيلي ماهه ..........نميدوني

فقط پنج سالشه ....... تو جنگل هاي لويزان هفت نفر بهش تجاوز كردن!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واي خداجون .... خدا جون ..... دختر... پنج ساله..... سرم گيج ميرفت و پنج سالگي خودم ميومد جلو چشمم!

غش كردم ... بعد چند دقيقه كه به هوش اومدم با اجازه دكتر رفتم داخل

واي الان كه اينو مينويسم دارم ديوونه ميشم

يك دختر كوچولوي سفيد بود كه انگار از زير دست صدتا سگ هار در اومده بود

موهاش بور بود ولي .... روي گونه هاش و دستاش جاي گاز گرفتن كبود شده بود

موهاي سرش تكه به تكه كنده شده بود ... دكتر بهم نشون داد كه روي تنش جاي تناب و كمربند و چنگ افتاده

بعد گفت فكر كنم به هوش اومده بايد علائم هوشياري اش رو چك كنم

با هم كنار تختش ايستاديم

دكتر چراغ قوه رو روشن كرد تا بندازه تو چشماش

صداش زد ... حديثه جان ... صدام رو ميشنوي؟

هيچ تكوني نخورد

خواست با كمك دست چشماش رو باز كنه كه فهميد داره با زور چشماش رو بسته نگه ميداره

دلم داشت غش ميرفت ... بي حس شده بودم

دستم رو سرش گذاشتم و آروم گفتم ... حديثه جان ... خوشگلم .... چشمات رو باز كن

واي واي واي واي

همين كه اين گفتم چشماش رو باز كرد

........................ درسته به صداي مردها شرطي شده بود از اين صحنه دكتر هم چشماش پر اشك شد و رفت بيرون

خدايا خدايا ... ميدوني چقدر حالم بده!

دچار پارگي وسيع در منطقه تحتاني شده بود .... پارگي راست روده  و .............

مادرش بعد از دزدين تنها فرزندش سه تا سكته كرده بود و پدر بيست و هشت ساله اش مثل مرده ها بود

اين دختر كوچولوي ناز رو وقتي از سرويس مهد كودك تو چهار راه تهران پارس پياده شده بود

جلوي در خونه مقابل چشم مادرش دزديده بودن

دكتر ميگه كاش ميذاشتيم بميره ... چون صدمات وارده از نظر جسمي و روحي جبران ناپذيره!!!!!!

آخه ما به دختراي بالغ بگم مغزتون رو به كار بندازيد و تقصير خودتون بوده و ....

ولي به اين فرشته پاك چي بگيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالم واقعا بده

واقعا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۵۸:۵۴ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |باتلاق فساد

آيت‌الله خوشوقت در درس اخلاق خود به اين موضوع كه استفاده از ماهواره در خانواده‌ها چه پيامدي دارد، پاسخ داد .

به گزارش خبرگزاري دانشجو، آيت‌الله خوشوقت در جلسه درس اخلاق كه پنجشنبه 24آذر برگزار شد به پرسش‌هاي حاضرين پاسخ گفت.

 


سوال: والسماء بنينها بأيدٍ و انّا لموضعون چيست؟

 


آيت‌الله خوشوقت: صحبت از خلقت و آفرينش عالم بالا، كرات بالا است. خدا مي فرمايد ما با كمال قدرت اينها را خلق كرديم. از يك جهت يكي از معاني آن قدرت است. آدم اگر قدرت داشته باشد آيا مي تواند خودش خلق كند؟ ما بيشتر از اين نمي‌توانيم خلق كنيم. قدرت خداوند به اندازه اي است كه اضافه بر اينها مي‌تواند خلق كند و به دايره مخلوقات مي تواند وسعت ببخشد.


سوال: چرا در قرآن فرشتگان در انجام امور در عرض خدا قرار مي گيرند؟


آيت‌الله خوشوقت: خدا عوالم بالا را خلق كرده، كارهايي كه آدم ها نمي توانند انجام بدهند فرشتگان انجام مي دهند، چون سرعت سيرشان زياد است، انسان سنگين است نمي تواند بالا برود، همين جاست اما آنها سبك هستند، فاصله50 هزار سال را سريع بالا مي روند و كارهايي كه قدرت زيادي لازم دارد خدا به اينها واگذار كرده است. اينها عمله و عشره خدا هستند.


سوال: داشتن ماهواره اشكال دارد؟


آيت‌الله خوشوقت: اشكال ندارد حرام است! اگر ماهواره بياري دين از آن ور فرار مي‌كند، غيرت از اين ور فرار مي كند، زن از آن ور دختر از اين ور فرار مي كند. اگر مي‌خواهيد خانواده تان از بين برود بياوريد، اما اگر مي‌خواهيد باشند نياوريد. انتخاب با خودتان است!


از آن زماني كه اين ابزار ملعون آمد بدي‌ها زياد شد، زن بي‌حجاب زياد شد. تجاوز به عنف زياد شد. همين جور اعدام‌ها زياد شد. ماهواره اينگونه است، حالا مي‌خواهي زيادش كن مي‌خواهي كمش كن.


سوال: با خطر داشتن ماهواره و رويكرد بد برخي افراد چه كنيم؟


آيت‌الله خوشوقت: تا مي‌توانيد بايد كاري كنيد كه بيرون ببرد. به همان جايي كه ساختند ببرد و پس بدهد يا بايد خوردش كنيد، بشكنيد يا ببريد همان جا كه ساختند.


سوال: رابطه‌ام را با خواهرانم به خاطر داشتن ماهواره و قبول نداشتن يك سري از ارزش‌هاي انقلاب اسلامي، محدود كرده‌ام و در حد سلام و احوال پرسي با آنها رابطه دارم ولي آنها از من ناراحتند و انتظار رابطه گرم تري دارند؛ چه كنم؟


آيت‌الله خوشوقت: قهر نباشيد؛ اشكالي ندارد. مقصر خود آنهايند.


سوال: آيا عزم با اختيار و توسط شخص كسب مي‌شود يا موهبتي است كه به شخص عطا مي‌شود؟


آيت‌الله خوشوقت: عزم مثل چشم و گوش است. خدا بايد بدهد كه داده است قبل از اينكه تكليف كنند داده است، سپس به سن بلوغ كه رسيديم همه اينها جمع مي شود و مي گويد نماز بخوان. با چه چيز؟ با تصميم.


سوال: چه برنامه اخلاقي را براي طلاب توصيه مي كنيد؟


آيت‌الله خوشوقت: در احكام، طلاب با غير طلاب فرقي ندارند اما كمي احكام در طلاب غليظ تر است؛ چون اينها مي‌خواهند مردم را به دين دعوت كنند با زبان خالي نمي‌شود بايد كمي عمل قاطيش كنند، گذشت داشته باشند، آدم اگر گذشت نداشته باشد مرتكب كارهايي مي شود كه آدم ها فرار مي كنند.


آدم بايد قبل از مردم و پيشاپيش مردم برود عمل كند، بعد به مردم بگويد شما دنبال من بياييد. اگر عمل نكند حرفش اثر نمي كند، بنابراين بر ما واجب است قبل از اينكه بخواهيم در جامعه تبليغ ديني بكنيم دين‍‌شناس خوبي باشيم و هم اهل تقواي خوب. اين دو تا باعث مي‌شود مردم اعتماد پيدا بكنند و حرف ما را قبول بكنند. كار پيش مي‌رود و الا نمي‌شود.


سوال: مرجع ضمير كم در «السلام عليكم» كيست؟


آيت‌الله خوشوقت: بايد ببينيم السلام عليكم كجا گفته مي شود؛ يك وقت به شما مي گويم، يك وقت در نماز در تشهد آخر گفته مي‌شود كه اين به همه نمازخوان ها مربوط مي‌شود، به هر كسي كه به حرف خدا گوش داده و نماز خوانده است سلام مي‌كنيم.


سوال: دوره قبلي وام‌هايم رو به پايان است آيا براي نيازهايم دوباره وام بگيرم يا توكل كنم كه خدا يك جا برساند؟


آيت‌الله خوشوقت: اگه مي‌تواني هيچ وام نگير، وام كار بدي است. اميرالمومنين فرمودند: وام گرفتن مهمه باليل و مذلت بالنهار. شب از فكر خوابت نمي‌برد، روز هم طلبكار را ببيني خجالت مي‌كشي، شرمنده مي‌شوي. سعي كن اصلا وام نگيري. به خصوص وامي كه سود تسهيلاتي دارد.


سوال: ظاهرا در روايات دارد كه در روز قيامت به خاطر لحظاتي كه به ياد خدا نباشيم حسرت مي خوريم، در اين جا ياد خدا به چه معنا است؟


آيت‌الله خوشوقت: ياد خدا تنها ياد خدا نيست به ياد خدا بيفتي وقت نماز، نماز بخواني. به ياد خدا بيفتي وقت روزه روزه بگيري.به ياد خدا بيفتي دروغ نگوييم. اينها ياد خداست.


سوال: آيا انجام براي امور ممدوح و پسنديده از قبيل تفكر قبل از حرف زدن، دائم الذكر بودن و دائم الوضو بودن خوب است عهد شرعي ببنديم يا صيغه نذري بخوانيم؟


آيت‌الله خوشوقت: نخير؛ معلوم مي‌شود تصميم بر اراده‌ات خيلي ضعيف است كه از آن استفاده نمي‌كني. خدا به همين خاطر، اراده را به تو داده است، از اينها استفاده نمي‌كني مي‌خواهي بروي دنبال نذر. چندوقت كه مي‌گذرد، پيچ و مهره نذر هرز مي‌شود و بايد كفاره بدهي آنوقت بهترين راه همين است كه با تصميم و اراده عمل را انجام دهي. تصميم و اراده‌ات تقويت مي‌شود.


سوال: از اميرالمومنين در اصول كافي نقل شده «إنّ مِنْ اعظم الاخلاق علي الدّين الزّهد في الدنيا» منظور چيست؟


آيت‌الله خوشوقت: يك چيزهاي كمك مي كند به حفظ دين و دينداري و حفظ دين، يكي از آنها زهد در دنيا است. آدم اگر زهد نداشته باشد و هر چه را چشم مي‌بيند بخواهد تهيه كند چطور مي‌شود؟!

آن خواست تقويت مي شود، مدام جمع مي كند و آن جمع كردن هم در آوردن مي‌خواهد و به حرام مي‌افتد. دين از بين مي‌رود، پس زهد يكي از عواملي است كه كمك كننده به حفظ دين است. آدم زياده خواهي نداشته باشد به اندازه كفايت اكتفا كند اين را «ديانت» مي‌گويند.


سوال: دلي پر آشوب و مضطرب دارم، براي آرامشم چه كنم؟


آيت‌الله خوشوقت: گناه زياد كردي، آشوب پيدا كردي. گناه را ترك كن ان شاءالله درست مي‌شود.


سوال: در انجام واجبات و ترك محرمات دچار وسواس شده ام؛ چه كنم؟


آيت‌الله خوشوقت: خود وسواس گناه بزرگي است. حق نداري! شما بايد واجب را انجام بدهي و حرام را ترك كني. ديگر وسواس ندارد. بايد برگردي به آني كه وظيفه شرعي شماست. از هر كه تقليد مي‌كني، رساله‌اش را بياور، آنجايي كه گرفتار وسوسه‌اي مهيا كن، به آنجا رسيدي از فتواي او تجاوز نكن. ممكن است يك سري آدم ناراحت شود، اما بعد ان‌شاءالله درست مي‌شود.


سوال: براي مقابله با القاي ترديد شيطان در امور اعتقادي چه كار كنيم؟


آيت‌الله خوشوقت: معمولا شياطين آنجايي كه احساس مي‌كنند پذيرش هست؛ آنجا وارد كار مي‌شوند. اگر ببينند طرف خيلي محكم است نمي‌آيند. شما حتما ضعيف هستي كه سراغتان مي‌آيند. با ترك گناه ايمان را قوي كن سراغت نمي‌آيند.


سوال: چه مقدار به ظهور آقا امام زمان (عج) نزديك شده‌ايم؟


آيت‌الله خوشوقت: معلوم نيست. ممكن است فردا صبح ممكن است باشد يا 10 سال ديگر. تاريخ مشخص نيست، هركس تاريخ مشخص كرد، تكذيبش كنيد.


سوال: آيا اين جمله روايت است كه «معرفه النفس انفع المعارف»؟


آيت‌الله خوشوقت: بله روايت است.


سوال: گاهي اوقات به سبب درس هايي كه مي‌خوانيم، در نماز دائما اشكالات درس مرور مي‌شود و مانع حضور قلب مي‌شود، چه بايد كرد؟


آيت‌الله خوشوقت: اين كه تصورات ذهني بر تصورات معنوي غلبه مي‌كند، علامت ضعف ايمان است، بنابراين بايد ايمان را با ترك گناه تقويت كني. آن وقت ديگر پيش نمي‌آيد
منبع :http://nasimezoohoor.blogfa.com/post-383.aspx


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۲۸ دى ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۴۱:۴۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |مذهبي

سلام مامان قهرمانم :

ميدوني ...! حالا كه روز تولدته من و آبجي مي خواستيم قشنگ ترين هديه رو برات بخريم ولي نمي دونستيم چي بخريم. دختر خاله مي گفت برات يه دست كامل لوازم آرايش بخريم. ميگفت اگه مامانت ارايش كنه زخم هاي روي صورتش كمتر معلوم مي شه... مي گفت : زشته يه معلم با سرو صورت زخمي سر كلاس بره ميگفت: شاگردهاش مي فهمند شوهرش...

ميدونم تو هيچ وقت براي خودت از اين چيزها نمي خري آخه همش رو مي دي پول دارو و بيمارستان بابا... بابا هم كه تو رو كتك ميزنه... فحش مي ده... حرف هايي مي زنه كه ما نمي فهميم فقط مي بينيم و گريـــــه مي كنيم.

من و آبجي خوب مي فهميم كه وقتي بابا موجي مي شه تو دستاي مارو مي گيري و مي بري تو اتاق ديگه... بعد مي ري تا بابا كتكت بزنه و موهاي قشنگتو بكشه...

من و اون خوب مي دونيم چرا اين كارو مي كنه . آخه اگه تو نري جلوي بابا اون خودشو مي زنه دست خودش نيست... تو هم چون بابا رو خيلي دوست داري نمي خواهي بابا خودشو بزنه ... به قول خودت يه ذره از سهمت و فداكاري هاش رو ميدي از تركش هاي توي بدنش از موجي شدنش از...

ما مي فهميم كه وقتي بابا اروم مي شه سرش رو مي گيره و چقدر گريه مي كنه وقتي مي فهمه چيكار كرده ناراحت مي شه دستت رو مي بوسه...تو هم گريه مي كني ... من و ابجي صداي گريه تو و بابا رو مي شنويم.

مامان جون! مامان خوب و قهرمانم! پس سهم ما چي مي شه؟ ما هم مي خوايم مثل تو و بابا قهرمان باشيم مي خوايم روز تولدت پول هامون رو بديم به تو تا براي بابا دوا بخري فقط تو رو خدا اين دفعه بذار بابا ما رو جاي تو كتك بزنه ...

مامان جون، تولدتـــــــــ مباركـــــــــــــــــ

منبع: سايت حوزه /

http://www.khabaronline.ir/detail/191286/weblog/khorasani



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۲۸ دى ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۳۲:۲۶ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |قهرمانان دفاع

سخنان هنجار شكن و توهين آميز عماد افروغ در برنامه پارك ملت نسبت به ولايت مطلقه فقيه باعث

تعجب بيش از پيش ولايت مداران گرديد و بر همگان است تا با نشان  دادن اعتراض خود به انحاء

مختلف مانع هتك حرمت هاي اين چنيني در رسانه ملي نسبت به مقدس ترين پاييه اين انقلاب يعني

ولايت فقيه شوند و نسبت به روشنگري در اين رابطه اقدام فرمايند و انشاءالله در اين سنگر ولايت را

تنها نگذارند .

لازم به ذكر است برخي از سايت ها با تغيير واقعيت كلمات ايشان را به نحو ديگر انعكاس داده اند كه

لازم است جهت تحليل دقيق سخنان ايشان فيلم برنامه را باز نگري كرده تا همگان بدانند كه عماد

افوغ با چه بغضي نسبت به انقلاب و آرمانهاي آن موضع گيري و سياه نمايي نموده است اين عماد

افروغ همان عمادي است كه در انتخابات ۸۴ بي پروا به عنوان يك كارشناس انقلابي در مناظرات

شركت كرده و به دفاع از رئيس جمهور مكتبي و انقلابي كشور پرداخت اما شش ماه پس از آن شايد

به علت عدم معرفي ايشان به عنوان وزير از سوي ريئس جمهور با بغضي كه نسبت به احمدي نژاد

پيدا كرد به تخريب شديد دولت پرداخت و ۴سال پس از آن به تخريب نظام مقدس جمهوري اسلامي

مشغول شد تا جايي كه سخنان وي نورد توجه رسانه هاي غربي و ضد انقلاب قرار گرفت . در ادامه

براي روشن شدن مطلب بخشي از اهانتهاي ايشان به حاكميت اسلامي و مقام عظماي ولايت در

برنامه پارك ملت يك شنبه شب تقديمتان ميگردد .

۱-ايشان تاكيد داشتند از كلمه حاكميت كه نمادش ولي فقيه است استفاده كند و اشاره اي به دولت يا قوا ننمودند.

۲ – ديكتاتور نشان دادن حاكميت فعلي در جامعه و اعلام اينكه اگر كسي بگويد فضاي جامعه باز است و مي شود نقادي كرد اين طنزي بيش نيست .

۳ – با آوردن رواياتي از اميرالمومنين و سخناني از امام (ره) سعي داشتند اين مطلب را القاء نمايند كه شرايط آن بزرگواران شرايط نقادي و شرايط فعلي شرايط ديكتاتوري است.

۴ -  ايشان از مراجع عظام ميخواهند كه رهبري را نسبت به نظرات فقهي و حكومتي اش مورد سوال و نقد قرار دهند.

۵ – افروغ در ادامه با ترديد افكني نسبت به نحوه اداره حاكميت گفت مردم و علما بايد اطمينان پيدا كنند كه جامعه بصورت فقهي اداره مي شود .

۶ - ايشان از حوزه هاي علميه مي خواهند مانند قبل از انقلاب در مقابل حاكميت باستند .( غافل از اينكه حاكميت قبل از انقلاب حاكميت طاغوت بود و حاكميت فعلي حاكميت ولي فقيه عادل است ) .

۷ - ايشان اعلام مي كند اگر مردم رهبري را نخواهند رهبر مشروعيتش را از دست مي دهد.(غافل از آنكه مشروعيت دست خداست و مقبوليت را مردم تعيين مي كنند مانند عصر اميرالمومنين با آنكه مردم مقبوليت را به علي (ع) ندادند ولي مشروعيت امام باقي بود) .

۸ - ايشان ساختار خبرگان رهبري را مورد انتقاد قرار داده و مي گويد چون سياست مدار و اقتصاد داني در ميان آنان نيست پس نمي توانند به اين ابعاد رهبري نظارت كنند و رهبري را مورد نقد قرار دهند ( غافل از آنكه فقهاي خبرگان رهبري از علماي بلاد بوده و كساني مي باشند كه اقتصاد اسلامي را آشنا بوده و سياست را نه در كتابهاي درسي بلكه در كوران حوادث انقلاب از دهه چهل تا كنون فرا گرفته اند).

۹ - افروغ در پايان  اعلام مي كند اگر نظارت بر كسي نباشد به ديكتاتوري و انحراف كشيده مي شود ( وي با زيركي تمام با توجه به مقدمه بالا كه گفته است خبرگان رهبري نمي تواند نظارت بكند و ابزار نظارتي را در دست ندارد رهبري معظم انقلاب را ديكتاتور و فرار كننده از نقد نشان مي دهد).

و تعجب اين است كه تمام اين مدت آقاي شهيدي مجري برنامه فقط به سخنان وي گوش مي داد و تائيد مي نمود !!!

پيامك برنامه پارك ملت جهت اعلام برائت از اين برنامه دشمن شادكن ۲۰۰۰۰۱۲۰

 

در پايان مطلبي از يك سايت ضد انقلاب مي گذارم تا ببنيد چقدر خوشحال شدند:
امروز - برنامه پارك ملت
=-===========
مهمونش عماد افروغ بود منم كه داشتم شام ميخوردم گفتم ببينم. آقا ببين كار به كجا كشيده كه عماد افروغ هم به خامنه اي تيكه ميندازه اونم تو تلويزيون و هي از امام علي و امام خميني مصداق مياره، ميگفت اگه قراره ما بشينيم جاي علي، بايد هم مثل او حكمفرمايي كنيم، ميگفت علي ميگه من بر مردم حقي دارم و مردم بر من حقي، حق من بر مردم اين است كه از من اطاعت كنند و حق مردم بر من اين كه مرا نقد كنند حتي تركيب مجلس خبرگان رو هم زير سوال برد كه فقط نبايد فقيه اونجا باشه بلكه بايد اقتصاد دان هم باشه و اينا و تاكيدش همش اين بود كه جمهوري اسلامي يه رابطه دو طرفه ست. هم مردم بايد حكومت رو نقد كنند و هم حكومت مردم رو هدايت كنه. رو اين هم تاكيد داشت كه نبايد حكومت حالت قيمي بگيره نسبت به مردم بلكه بايد اين حس كه وكيل مردمه رو داشته باشه. اصلا نميشه يه نفر بر همه حكومت كنه و از اين حرفا...

اما جالب ترين قسمتش
------------------------
يه جا مجري( شهيدي) بهش گفت، با وضعيت آزادي كه ما در كشور داريم و سطح نقدي كه خيلي گسترده شده( عماد پريد وسط حرفش) گفت: شوخي ميكنيد آقاي شهيدي؟ گفت نه. گفت پس ادخال سرور انجام ميدين.
بعد ديگه شهيدي نميتونست جلو خنده اش رو بگيره، به جان خودم عالي بود.

وضعيت مملكت اين شده ها، اكثر كساني كه دسترسي داشتن به اطلاعات آزاد چه اصولگراي مجلس هفتم بوده باشن چه نباشن، دچار از هم گسيختگي شدن. حيف كه بادمجان دورقاب چين ها اجازه نميدن كه اين قسمت از مردم ديده بشن .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۲۷ دى ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۱۳:۰۰ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها

7 دي 90 وقتي داشتم كانال 2 برنامه طلاي كثيف را نگاه ميكردم ، زماني فيلم رسيد به جايي كه شخصيت هاي اصلي داستان از آب بيرون آمدند ، متوجه شدم لباس خيص شده اون دختر سرخ پوست نوك سينه اش را براي چند لخظه نشان داد ، داشتم شاخ در مي آوردم ، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران اين را نشان بده ، استغفرالله ، واقعا دست سانسور چي هاي ما درد نكند



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۸ دى ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۲۷:۰۴ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها

حاج آقا مصلحي شما عاملين شهادت دانشمند هسته اي (جمالي فش) را دستگير كرديد و بسيار كار بزرگي كرديد ولي آيا تا به حال رفتيد دنبال عاملين ترور يعني گروه هاي ترور و وحشتي كه در فتنه 88 بسيجي هاي مارا به گلوله مي­بستند ، آنها را زير مي­گرفتند ؟ شايد جان بسيجي كه ارزش ندارد ، يك بي ترمز كمتر ؟! اين گروه تروري كه به گفته مشفق از بچه هاي علي يونسي بودند چرا هنوز ول هستند ؟ ولي آقايون مسئول شما فردا بايد جواب خون حداقل اين ده شهيد فتنه و جانبازان را بدهيد؟

از دستگاه اطلاعات سپاه هم انتظار داشتيم حداقل اينها بروند دنبالش نا سلامتي بسيجي بودند ولي متاسفانه اين قاتل ها احتمالا دارند در خارج از كشور حال مي­كنند و ما و خانواده  شهدا خون دل



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۱۴ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۲۸:۴۹ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها

بايد از مسئولان اين سؤال را پرسيد كه تاكنون چه ميزان به اين قانون عمل شده است ؟

فارس نوشت : طبق قانون مجازات اسلامي ، زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند ، به حبس از 10 روز تا 2 ماه و يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد ؛ اما بايد از مسئولان ، اين سؤال را پرسيد كه تاكنون چه ميزان به اين قانون عمل شده است ؟

يكي از مواردي كه موجب برخورد قضايي و تعيين مجازات توسط دستگاه قضايي مي‌شود ، بحث جرايم ضد عفت و اخلاق عمومي است كه در فصل هجدهم كتاب پنجم قانون مجازات اسلامي و در بخش تعزيرات به آن پرداخته شده است كه نگاهي به آن خواهيم داشت :

 

* ماده 637- هرگاه زن و مردي كه بين آنها علقه زوجيت نباشد ، مرتكب روابط نامشروع يا عمل منافي عفت غير از زنا از قبيل تقبيل يا مضاجعه شوند ، به شلاق تا 99 ضربه محكوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اكراه باشد ، فقط اكراه‌كننده تعزير مي‌شود .

 

* ماده 638- هركس علناً در انظار و اماكن عمومي و معابر تظاهر به عمل حرامي كند ، علاوه بر كيفر عمل به حبس از ده روز تا 2 ماه يا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌شود و در صورتي كه مرتكب عملي شود كه نفس آن عمل داراي كيفر نيست ولي عفت عمومي را جريحه‌دار كند ، فقط به حبس از 10 روز تا 2 ماه يا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد .

 

تبصره- زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند ، به حبس از 10 روز تا 2 ماه و يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد .

 

* ماده 639- افراد زير ، به حبس از يك تا ده سال محكوم مي‌شوند و در مورد بند الف علاوه بر مجازات مقرر ، محل مربوطه به طور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد :

 

الف: كسي كه مركز فساد يا فحشا داير يا اداره كند .

 

ب: كسي كه مردم را به فساد يا فحشا تشويق كرده يا موجبات آن را فراهم كند .

 

تبصره- هرگاه بر عمل فوق ، عنوان قوادي صدق كند علاوه بر مجازات مذكور به حد قوادي نيز محكوم مي‌شود .

 

*ماده 640- اشخاص ذيل به حبس از 3 ماه تا يك سال و جزاي نقدي از يك ميليون و پانصد هزار ريال تا 6 ميليون ريال و تا 74 ضربه شلاق يا به يك يا دو مجازات مذكور محكوم خواهند شد :

 

1- هركس نوشته يا طرح ، گراور ، نقاشي ، تصاوير ، مطبوعات ، اعلانات ، علايم ، فيلم ، نوار سينما يا به طور كلي هر چيز كه عفت و اخلاق عمومي را جريحه‌دار كند ، براي تجارت توزيع كند و به نمايش و معرض انظار عمومي گذارد ، بسازد يا براي تجارت و توزيع نگاه دارد .

 

2- هركس اشياء مذكور را به منظور اهداف فوق ، شخصاً يا به وسيله ديگري وارد يا صادر كند و يا به نحوي از انحاء متصدي يا واسطه تجارت و هر قسم معامله ديگر شود يا از كرايه دادن آنها تحصيل مال كند .

 

3- هركس براي تشويق به معامله اشياي مذكور در فوق يا ترويج آن اشياء به نحوي از انحاء اعلان و يا فاعل يكي از اعمال ممنوعه فوق و يا محل به دست آوردن آن را معرفي كند .

 

تبصره 1- مفاد اين ماده شامل اشيائي نخواهد بود كه با رعايت موازين شرعي و براي مقاصد علمي يا هر مصلحت حلال عقلايي ديگر تهيه يا خريد و فروش و مورد استفاده متعارف علمي قرار مي‌گيرد .

 

تبصره 2- اشياي مذكور ضبط و محو آثار مي‌شود و جهت استفاده لازم به دستگاه دولتي ذيربط تحويل خواهد شد .

 

* ماده 641- هرگاه كسي به وسيله تلفن يا دستگاه‌هاي مخابراتي ديگر براي اشخاص ، ايجاد مزاحمت كند علاوه بر اجراي مقررات خاص شركت مخابرات ، مرتكب به حبس از يك تا 6 ماه محكوم خواهد شد .

 

با توجه به موارد ذكر شده ، بايد اين سؤال را از مسئولان قضايي و دولتي پرسيد كه با توجه به اينكه قانون تقريباً دست آنها را براي برخورد با مخلّان اخلاق عمومي باز گذاشته است ، چرا همچنان بايد شاهد بروز گسترده انواع پديده‌هاي ضد عفت اخلاق عمومي ، از پوشش‌هاي نامناسب دختران و پسران جوان گرفته تا پخش گسترده و بي‌مهاباي محصولاتي كه فرهنگ عمومي را مورد هجمه قرار داده‌اند ، باشيم؟

 

يكي از نمودهاي اقتدار نيروي انتظامي زماني است كه بتواند با اين پديده‌ها بدون در نظر گرفتن مصلحت‌انديشي‌ها و بيم از واكنش اين عده قليل ، برخورد كند و اين را بداند كه در اين راه حمايت گسترده مردمي را به دنبال خود خواهد داشت .

منبع : رجانيوز

http://hijab-posters.blogfa.com/post-25.aspx



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۲۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۵۴:۳۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها

اغلب مردها طوري هستند كه حد و حدود رابطه‌شان با خانم‌ها را خود ماها بايد مشخص كنيم. خيلي‌شان اگر دست خودشان باشد، رابطه را بي‌حد و مرز تصور مي‌كنند.

برخورد ما، حرف زدن ما و رفتار خود ماست كه به آن‌ها نشان مي‌دهد چطوري بايد با ما رفتار كنند و تا كجا اجازهٔ پسرخاله شدن دارند. اين برخورد و رفتار كه مي‌گويم، از نحوهٔ راه رفتن و لباس پوشيدن‌مان تا حرف زدن و كلمه‌هايي كه استفاده مي‌كنيم و نگاه‌ها و لبخندهاي‌مان؛ همه را شامل مي‌شود.

تصور كنيد هر كدام از ما در اطراف‌مان يك محدودهٔ شخصي، يك فضاي سبز، يك حياط خلوت داشته باشيم كه دورش را حصار كشيده‌ايم و درش را فقط به روي كساني كه خودمان تشخيص مي‌دهيم باز مي‌كنيم؛ روي محارم، ولي حتي نه همهٔ محارم.

حياط خلوت بعضي از ماها، خيلي وسيع‌ است و حياط خلوت بعضي‌مان كوچك‌تر است. آن‌هايي كه محدودهٔ شخصي بزرگ‌تري را براي خودشان حصاركشي كرده‌اند، عملاً فاصلهٔ ميان خودشان و آدم‌هاي آن طرف حصار را زيادتر كرده‌اند و انگار خط قرمز ضخيم‌تري كشيده‌اند. و آن‌هايي كه حياط خلوت‌شان را كوچك گرفته‌اند، فاصله‌شان با آدم‌هاي آن طرف حصار، با فاصله‌اي كه از آدم‌هاي داخل حياط خلوت‌شان دارند، عملاً فرق زيادي ندارد.


مرزبندي

حالا اين مرزبندي بر چه اساسي انجام مي‌شود؟ دقيقا بر اساس رفتاري كه داريم. رنگ و نوع پوششي كه داريم، نحوهٔ نگاه كردن‌مان، كلمه‌هايي كه استفاده مي‌كنيم؛ هر كدام حاوي پيامي است كه به مرد نشان مي‌دهد محدودهٔ شخصي و خط قرمزي كه برايش داريم تعريف مي‌كنيم، كجاست. بنابراين محدودهٔ فضاي شخصي ما با توجه به رفتارمان، ممكن است كم و زياد شود.

وقار و متانت در راه رفتن، آرامش و جديت [و نه خشونت] در حرف زدن، و سنگيني در پوشش، ابهتي به‌مان مي‌دهد كه به مردها كمتر جرئت جلو آمدن و عبور از خط قرمز را مي‌دهد. به عبارتي آن محدودهٔ شخصي‌مان را چنان وسيع مي‌كند كه عابرين كلاً بي‌خيال تلاش براي ورود به منطقهٔ ممنوعه مي‌شوند!


«تو» نه؛ «شما»!

يكي از ساده‌ترين چيزهايي كه مي‌تواند حصار فضاي شخصي‌مان را بشكند و با سرعت زيادي خط قرمزها را يكي‌يكي و از پي ِ هم از بين ببرد، مفرد كردن فعل‌ها و ضماير جمع است. يعني وقتي كه «شما» تبديل بشود به «تو».

به نظر تغيير ساده و بي‌اهميتي مي‌آيد، اما در عمل، اجازهٔ «تو» گفتن، يعني اجازهٔ بيش از پيش خودماني شدن؛ يعني باز كردن درب حياط‌مان به روي مخاطبِ پشت حصار. همين امر ساده، محدودهٔ ورود ممنوع ِ فضاي شخصي‌مان را مي‌شكند و ابهت دخترانه‌مان را در هم مي‌ريزد و طوري سريع عمل مي‌كند كه بعد از آن، شنيدن هر حرفي نبايد دور از انتظارمان باشد.


رفتار مردها، بازتاب رفتار زن‌ها

نكتهٔ جالب توجه، تفاوت رفتار يك شخصيت مذكر با اين دو دسته خانم است. كسي كه با خانم‌هاي دستهٔ اول -كه خط قرمزهاي پررنگ‌تري دارند- در نهايت احترام و احتياط برخورد مي‌كند، با خانم‌هاي دستهٔ دوم بدون هيچ احساس گناهي جور ديگري رفتار مي‌كند.

شايد بعضي‌ها تفاوت رفتار آقايان را منحصر به شخصيت هر مردي بدانند. يعني به نظر آن‌ها يك مرد ممكن است در برخورد با خانم‌ها جوانب احتياط را رعايت كند و يكي ديگر ترجيح بدهد راحت برخورد كند. اما توجه به آدم‌ها نشان مي‌دهد كه بخش زيادي از تفاوت رفتاري مردها از نحوهٔ رفتار خود خانم‌ها نشئت مي‌گيرد.

در همين فضاي مجازي اگر نگاهي به شبكه‌هاي اجتماعي بيندازيم، تفاوت عكس‌العمل آقايان را در برخورد با دختري كه خط قرمزهايش پررنگ‌تر است و وقارش در نوشتن و حرف زدن بيشتر است، با كسي كه محدودهٔ ممنوعهٔ خيلي كوچك‌تري دارد و همه را به حياط خلوت‌ش راه مي‌دهد، به وضوح قابل تشخيص است. آدم‌هاي دستهٔ دوم، خواسته يا ناخواسته، افراد بيشتري را به محدودهٔ خودشان جذب مي‌كنند.

اين موضوع حتي در بين مردهاي مذهبي هم -متأسفانه- به وضوح ديده مي‌شود. مذهبي‌هايي كه با خانم‌هاي دستهٔ اول با نهايت احترام برخورد مي‌كنند و نسبت به خط قرمزهاي آن‌ها محتاط ‌اند، در برخورد با خانم‌هاي دستهٔ دوم، به راحتي از قواعدي كه آن‌ها برايشان تعريف مي‌كنند پيروي مي‌كنند. در حالي كه همان‌طور كه از خانم‌هاي مذهبي انتظار مي‌رود بنا بر اصول ديني رفتار كنند، از آقايان مذهبي هم انتظار مي‌رود حريم‌ها را رعايت كنند و در هر شرايطي بر اساس اصول اسلامي از محرمات و مكروهات فاصله بگيرند.


طيف خواسته‌هاي سيري‌ناپذير مردها

شايد اگر بدانيم كه هوس مردها سيري‌ناپذير است و طيف چيزهايي كه آن‌ها را ارضا مي‌كند، طيف وسيعي از رفتار و حركات است، بيشتر مراقب خودمان خواهيم بود. اگر بدانيم كه قوهٔ تخيل مردها و تصوير ذهني‌شان قوي است، و اگر بدانيم كه بعضاً با حرف زدن ِ ساده، يا حتي صرفاً با نفس كشيدن در يك فضاي مشترك ارضا مي‌شوند، بيشتر دقت مي‌كنيم و كمتر در مواقع غيرضروري باهاشان روبرو مي‌شويم. يا حتي خيلي از ملاقات‌هاي به ظاهر ضروري را غيرضروري تشخيص مي‌دهيم.

اين‌ها كه مي‌گويم، مربوط به طبيعت مرد است نه مذهب و شرايط او. چيزي نيست كه آدم بتواند يك طيف خاص از مردها را -مثلاً مردهاي متأهل يا مذهبي را- از آن استثنا كند. اين يك چيز طبيعي است كه مذهبي و غيرمذهبي نمي‌شناسد. همان پسرهاي خوب مذهبي هم -گرچه دست از پا خطا نكنند- ممكن است در ذهن‌شان چنين مشغوليت‌هايي داشته باشند.


مواظب سوءتفاهمات باشيم

اما گاهي در عين حال كه مواظب رفتارمان هستيم، ممكن است سوء تفاهم‌هايي پيش بيايد كه طرف مقابل احساس كند رفتار يا صحبتي خاص از طرف ما، به معناي چراغ سبز است و اجازهٔ ورود. اين جور وقت‌ها بايد به سرعت و با درايت، سوء تفاهم را به بهترين شكل رفع كرد. در وقت رفع سوء تفاهم، بايد جدي بود و خجالت را كنار گذاشت. اغلب مواقع، اگر زود اقدام كنيم، يك تذكر كوتاه مي‌تواند كارگر باشد.

در هر حال حياط هر چه بزرگ‌تر؛ باشكوه‌تر، دست نيافتني‌تر، رمزآلودتر و پاك‌تر…

http://غير مجاز مي باشدaraneh.com/



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۲۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۸:۳۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها


فراز و فرودهاي چادر
مي‌گويند اولين نشانه‌‌هاي وجود پوشش براي زنان به پيش از ميلاد مسيح و دوره فرمانروايي آشوريان برمي‌گردد. در آن دوره، حجاب مشخصه خاص زنان اشرافي و نجيب‌زاده بود و زنان طبقه پايين و متوسط، اجازه برخورداري از آن را نداشتند چرا كه از نظر آنان، حجاب براي زنان اشرافي، زينت محسوب مي‌شده است.

در ايران باستان نيز حجاب وجود داشت. در ميان مجسمه‌هاي باقيمانده از اين دوران، پيكره‌هايي از زنان پوشيده به چشم مي‌خورد كه نشانه اعتقاد ايرانيان باستان به حجاب به عنوان نماد پاكي و پاكدامني است.
در تمدن فنيقي‌ها نيز كه چهار هزار سال پيش از ميلاد مي‌زيستند زنان آنها داراي حجاب بودند و براي پوشش خويش از پارچه‌هايي به سرخ‌رنگ استفاده مي‌كردند. زنان آريايي نيز داراي حجاب بودند بويژه زنان طبقات بالاي اجتماعي كه برايشان حجاب داراي ارزش ويژه‌اي بود. در بين يونانيان نيز رسم بود كه زنان حتي صورت‌هاي خويش را با قسمتي از روپوش بسيار ظريف بپوشانند. دختران اسپارتي هم پس از ازدواج حجاب مي‌گرفتند.

در ايران باستان نيز حجاب وجود داشت. در ميان مجسمه‌هاي باقيمانده از اين دوران، پيكره‌هايي از زنان پوشيده به چشم مي‌خورد كه نشانه اعتقاد ايرانيان باستان به حجاب به عنوان نماد پاكي و پاكدامني است. براساس همين روايت پس از ميلاد مسيح، حجاب زنان فقط در مراسم عزاداري به صورت پارچه‌اي بلند كه با سنجاق روي كلاه زنان وصل مي‌شد، مورد استفاده قرار مي‌گرفت. همچنين در آن زمان حجاب براي زنان به معناي مصمون ماندن از خطرات احتمالي، كاربرد داشت؛ چنانچه زني به تنهايي به مسافرت مي‌رفت، با استفاده از چادر، خود را به نوعي در برابر حوادث و اتفاقات مي‌توانست مصون نگه دارد.

در واقع در ايران باستان چادر قبل از حضور دين اسلام به عنوان مقوله‌اي ملي مطرح بوده است. تا بدآنجا كه برخي محققان و انديشمندان پوشش اسلامي را نتيجه تعامل فرهنگي بين اعراب و ايرانيان دانسته‌اند.

يافته‌هاي پژوهشي نشان مي‌دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بوده‌اند حجاب كامل شامل پيراهن بلند چين‌دار و شلوار تا مچ و شنلي بلند روي لباس‌ها داشته‌‌اند اين حجاب در دوران پارس‌ها نيز معمول بوده است. در همه آن زمان‌ها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد و هم‌پاي مردان كار مي‌كردند در زمان ساسانيان نيز علاوه بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول بود.

همچنين گفته مي‌شود در ايران قبل از اسلام در ميان زرتشتيان استفاده از چادر رواج داشته و پوششي بوده كه موي سر زنان را پوشانده و تا نزديكي‌هاي زانو مي‌آمده است. براي همين است كه مي‌گويند چادر بيشتر از آن‌كه پوششي عربي باشد پوششي ايراني است.

چادر در ميان اعراب
چادر به صورتي كه در ميان ايرانيان معمول است ـ چادر بلند كه تا پايين مي‌رسد ـ در ميان عرب‌ها معمول نبوده ولي چيزي شبيه نيمه چادر رايج بود، چيزي كه نه مثل مقنعه و روسري كوتاه بود و نه مثل چادر خيلي بلند. اين حجاب شايد تا كمر و كمي پايين‌تر مي‌رسيده است. مي‌گويند عرب‌ها از پوششي به نام «درع» كه پيراهن بلندي بوده و ملحفه كه همان چادر بوده است و مقنعه استفاده مي‌كردند و درع هم پيراهن بلندي بوده كه تا پشت پا مي‌رسيد و آستين‌هايش بلند و گشاد بوده و ملحفه هم چادري بوده كه به خودشان مي‌پيچيدند. در دوره اسلام نيز حجاب يا چادر وسيله‌اي براي بالا بردن شأن و منزلت زنان در جامعه تلقي مي‌شد. به بيان ديگر چادر با بالا بردن حس اعتماد به نفس زن به او جايگاه ويژه‌اي در ميان مردم و اجتماع مي‌داد. در واقع حجاب نشان‌دهنده جايگاه اجتماعي زن بود. در همين دوران زناني كه به اصول اخلاقي و اجتماعي پايبند نبودند، اجازه برخورداري از چادر را نداشتند.

علي‌رغم اين دوره‌ها كه ذكر شد در دوره قاجار بود كه نشانه‌هاي كشف حجاب خودنمايي كرد. مسافرت‌هاي ناصرالدين‌شاه به اروپا و مشاهدات وي از وضعيت پوشش زنان اروپايي تاثير بسزايي در رواج بي‌حجابي داشت تا اين كه در دوره پهلوي سفر رضا‌شاه به تركيه و مشاهدات وي نيز از بي‌حجابي وي را مصمم ساخت كه زنان ايراني را به داشتن لباس متحد‌‌الشكل مجبور كند لذا كشف حجاب در سال‌هاي باقي‌مانده حكومت رضاخان اجباري و حجاب‌ اسلامي مظهر عقب‌ماندگي شمرده شد.

انقلاب اسلامي، نقطه عطف چادر
در حال حاضر آنچه كه به عنوان چادر براي پوشش زنان در ايران مورد استفاده قرار مي‌گيرد، نقطه عطفي به نام انقلاب اسلامي دارد كه اگرچه پيش از انقلاب اسلامي فقط در ميان خانواده‌هاي مذهبي رواج داشت، پس از انقلاب اسلامي كاربرد آن شكلي همگاني گرفت و اغلب زنان به استفاده از‌ آن راغب شدند تا اين كه با گسترش ورود زنان به عرصه‌هاي مختلف اجتماعي خصوصا فتح زمينه‌هاي شغلي مردانه احتياج به پوششي كه علاوه بر حفظ ارزش‌ها و اصالت‌هاي چادر، امكان فعاليت اجتماعي بيشتري را به زنان بدهد كاملا احساس شد از سوي ديگر روند رو به افزايش مد و مدگرايي نيز سبب شد كه چادر هم تحت‌تاثير همين دنياي هزار رنگ مد قرار گيرد.

اين چادرها اگرچه كمي شبيه چادرهاي عربي بودند ولي به دليل تغييرات خاص آن به چادر ايراني و ملي معروف شدند. يكي از ويژگي‌هاي شاخص اين چادرها بسته بودن جلوي آن و آستين‌دار بودنش است.
از اين زمان به بعد بود كه انواع مدل‌هاي چادر وارد بازار شد تا پاسخگوي همين نيازها باشد چادر ملي، چادر دانشجويي، چادر عربي، چادر اسلامي، چادر شال‌دار هم اسم‌هاي جديدي است كه چند سالي وارد فرهنگ پوششي ما شده است.

اگرچه اين چادرها از شكل و حالت سنتي خود خارج شده است ولي به دليل طرح‌هايي كه بر روي آن صورت گرفته استفاده از آن در اماكن مختلف تا حدودي آسان‌تر شده است.

تاريخ ورود چادرهاي مدل جديد را مي‌توان سال 83 عنوان كرد. اين چادرها اگرچه كمي شبيه چادرهاي عربي بودند ولي به دليل تغييرات خاص آن به چادر ايراني و ملي معروف شدند. يكي از ويژگي‌هاي شاخص اين چادرها بسته بودن جلوي آن و آستين‌دار بودنش است.

براي پوشيدن اين چادر ديگر نيازي به انداختن آن بر سر نيست و مهارت پوشيدنش به سختي چادرهاي معمولي نيست. طراحي اين چادر به گونه‌اي است كه پوشش آن بيشتر به يك مانتو شباهت دارد تا چادر.خانم‌هاي ايراني حالا به راحتي مي‌توانند در محل كار خود چادر سر كنند و نگراني از جمع كردن دسته‌هاي چادر و خاكي شدن آن نداشته باشند.چادرهاي ملي اوليه گشاد بود كه در جلوي آن دكمه‌هايي هم تعبيه شده بود اما پس از گذشت مدتي چادرهايي تنگ‌تر به سبك مانتو همراه با نواردوزي بر آستين‌ها و لبه‌هاي چادر از سادگي آن كاستند. به گفته يك طراح چادر، اين مدل چادرها مورد توجه قشر وسيعي از جوانان و نوجوانان قرار گرفته است تا جايي كه از آغاز معرفي آن زنان و دختران ايراني از آن استقبال كرده‌اند و آن را براي حفظ حجاب، متانت و حضور در جامعه پوششي مناسب مي‌دانند چرا كه در اين طرح هم زيبايي حفظ شده و هم در پوشش و حفظ وضعيت زنان در حالت‌هاي مختلف كمك بزرگي به آنان مي‌كند.


براي هميشه مي‌ماند

اما در كنار تمام اين حرف و حديث‌ها، چادر راه خود را مي‌رود. شايد تا چند سال آينده ديگر چادر عربي، دانشجويي و شال‌دار مد نباشد اما چادر مشكي هميشه هست و خواهد بود. شايد از اين روست كه سازمان ميراث فرهنگي اخيرا چادر را به عنوان حجاب اقوام ايراني به ثبت ملي رساند. چادر همچنان مسير خود را از قرن‌ها پيش تاكنون طي مي‌كند . چادر جزئي از هويت زن ايراني است كه حتي به زور سرنيزه رضاخان نيز تسليم نشد.

http://hejab95.blogfa.com/



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد | ۲۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۲:۲۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |خون دلها